تصویر ثابت

خاطره - کجایند مردان بی ادّعا
سفارش تبلیغ
واحد طراحی
واحد طراحی
قرارگاه
خط مقدّم
وصیت شهدا
وصیت شهدا
گردان های خط شکن
همسنگران
پیک
 
آمار تدارکات
  • تعداد رزمندگان بازدید کننده: 37879
  • اعزام امروز: 28
  • اعزام دیروز: 32
  • تعداد کل دسته ها: 30
کارت شناسایی
امیرحسین فرهادی و دوستان[65]

ما نسل سومی هستیم پدرانمان جبهه را دیدند و ما فقط خاطراتشان را شنیده ایم. دانش آموزان دبیرستان پسرانه شاهد شاهرود

دیده بانی
مقرّ پشتیبانی
مقرّهای تاکتیکی
کارنامه عملیات ها
جنگ دفاع مقدس
خاکریز

مهمّات

مادر شهید همّت: در نخستین ساعات بامداد پسرم؛ ولی‌الله با جمعی از اهالی محلو دوستان و آشنایان به خانه ی ما آمدند. ولی‌الله را در آغوش گرفتم. و گفتم: «عزیزم،راست بگو، بر سر ابراهیم چه آمده؟‌….»

شهید همت

شهید همت

 ولی‌الله مرا به گوشه‌ای برد و گفت: «مادر! دیشب در عالم رؤیا حضرت فاطمه ی زهرا - سلام الله علیها- را دیدم. آمد به خانه ی ما، دست تو را گرفت وآورد همین جا که هم اکنون من تو را آوردم. خطاب به تو، فرمود: «تو یک فرزند صالح وپاک سرشتی داشتی که در راه خدا قربانی کردی. بشارت باد که تو قربانی‌ات به درگاهحضرت سبحان پذیرفته شد.»




برچسب ها : خاطره برچسب ها : عکس


خرمشهر را خدا آزاد کرد

نگاهی به کتاب«توفان سرخ»(خاطرات سرهنگ عراقی عبدالعظیم الشکرچی)

مترجم: عبدالرسول رضاگاه


در طول هشت سال دوران دفاع مقدس حوادث بسیاری در جبهه های غرب و جنوب به وقوع پیوست که تنها بخشی از آنها در کتاب های مربوط به این دوران ثبت و ضبط شده و برای دسترسی به منابع جامع در این زمینه باید به سراغ زوایای نامکشوف هم رفت تا بلکه بشود اشراف نسبتاً کاملی به اکثر وقایع آن دوران داشت.






شهید محمد جواد تندگویان

هر سال بانک ملی
200 نفر از قبول شده های دانشگاه تهران
رو با دقت زیاد به عنوان سهمیه انتخاب می کرد و
تو مرحله بعد، یه آزمون اختصاصی می گرفت و
از بینشون 7 نفر رو برای اعزام به انگلستان انتخاب می کرد.

اسم جواد جزو 200 نفر و بعد هم به عنوان نفر سوم تو هفت نفر اعلام شد. آخرین مرحله ی اعزام، مصاحبه بود.






یکی از خاطرات مهم در تاریخ کشورمان خاطرات آزادگان دلیر و سرافراز می باشد که اهمیت زیادی دارد و نشان دهنده روحیه مقاومت و ایستادگی این بزرگمردان عزیز در دیار بیگانگان و مهاجمان دارد و با مطالعه آن متوجه می باشیم این جماعت متجاوز چگونه با مردم دلیر ایران برخورد می کردند و از هیچ جنایتی فروگزار نبودند.اینک به خواندن خاطرات جناب  حاج آقای نوری نیا یکی از عزیزان  آزاده که هم اکنون  از تبحر خاصی در فهرست نویسی نسخ خطی برخوردار هستند می پردازیم.






شهید همت

 

به روز 12 فروردین  سال 1334 هـ.ش در شهرضا در خانواده مستضعف و متدین بدنیا آمد. او در رحم مادر بود که پدر و مادرش عازم کربلای معلی و زیارت قبر سالار شهیدان و دیگر شهدای آن دیار شدند و مادر با تنفس شمیم روحبخش کربلا، عطر عاشورایی را به این امانت الهی دمید.

محمد ابراهیم در سایه محبت های پدر و مادر پاکدامن، وارسته و مهربانش دوران کودکی را پشت سر گذاشت و بعد وارد مدرسه شد. در دوران تحصیلش از هوش استعداد فوق العاده ای برخوردار بود و با موفقیت تمام دوران دبستان و دبیرستان را پشت سر گذاشت.

هنگام فراغت از تحصیل به ویژه در تعطیلات تابستانی با کار و تلاش فراوان مخارج شخصی خود را برای تحصیل بدست می آورد و از این راه به خانواده زحمتکش خود کمک قابل توجهی می کرد. او با شور و نشاط و مهر و محبت و صمیمیتی که داشت به محیط گرم خانواده صفا و صمیمیت دیگری می بخشید.

پدرش از دوران کودکی او چنین می گوید: «هنگامی که خسته از کار روزانه به خانه برمی گشتم، می دیدم فرزندم تمامی خستگی ها و مرارت ها را از وجودم پاک می کرد و اگر شبی او را نمی دیدیم برایم بسیار تلخ و ناگوار بود.»

اشتیاق محمد ابراهیم به قرآن و فراگیری آن باعث می شد از مادرش با اصرار بخواهد که به او قرآن یاد بدهد و او را در حفظ سوره ها کمک کند. این علاقه تا حدی بود که از آغاز رفتن به دبیرستان توانست قرائت کتاب آسمانی قرآن را کاملا فرا گیرد و برخی از سوره های کوچک را نیز حفظ کند.

 





صفحات :
|  <  1  2  3  >  |